سلام من به یاران همیشه مهربان بوفه ی خوش نام دانشگاه سلام من به تو ای بوفه دار جمعه و شنبه به فکر جیب هامان باش گران مفروش با ما باش منم آن شب نشين خوابگاه آن همدم همراه چه شب ها در کنار هم ستاره در هوا جستیم به یادت هست آن روزی که با هم قصه می گفتیم همیشه آرزوهامان چو قلب پاکمان کوچک ولی کام من و تو بود شبیه کله اسبی تلخ بیادت هست شب هایی که هر دو بستنی در خواب می دیدیم برای مفت خوری در بوفه تان برنامه می چیدیم چه شد پیمان و عهد تو کجا رفت آن همه حرف ازجوانمردی به این زودی مرا از یاد خود بردی؟ به یادم مانده آن روزی که شارژ هردومان کم بود تو گفتی کین شب فقرت ندارد صبح ،پنداری کنون که صبح را دیدی مرا بر باد بسپردی خدا را بوفه چی چندی به فکر دوستان هم باش به فكر جيبهامان باش و روی بوفه ات بنویس برای دوستان بوستانم تا ابد مفت است
از دیوان جفنگیات اراجیفر
موضوع:
نويسنده: بچه های بوفه
درباره بوفه
بوفه مكاني است كوچك كه انسان هايي عجيب در آن كار مي كنند كه اكثرا در گروه C عضويت دارند .اين مكان هيچ موقع داراي پول خرد نمي باشد و با سه، چهار تا چيپس كاري كارستان مي كند.
بوفه مكاني است كوچك كه انسان هايي عجيب در آن كار مي كنند كه اكثرا در گروه C عضويت دارند .اين مكان هيچ موقع داراي پول خرد نمي باشد و با سه، چهار تا چيپس كاري كارستان مي كند.